تبليغاتX
هـیـــــــرکـانـــــیـا

هـیـــــــرکـانـــــیـا

هيركانيا را بشناسيم...!

ولایت جرجان، منطبق با سرزمین هیرکانی در متون و نقشه‌های باستانی، سرزمینی باستانی در ایران شامل ناحیهٔ جنوبی و جنوب شرقی دریای مازندران، و کمابیش منطبق با استان گلستان امروزی، که مشتمل بر بندر آبسکون، ناحیه استرآباد (= شهرستان گرگان) و ناحیه دَهِسْتان (اخذ شده از نام قوم دَهه‌) در شمال ولایت، بوده‌است. ناحیه دهستان گاهی مستقل و زمانی تابع هیرکانی (نام کهن گرگان‌ یا جرجان‌) بود.

نام باستانی جرجان (گرگان‌) در کتیبه داریوش در بیستون به شکل وَرْکانْ یا وَرْکانه، و در وندیداد به صورت وِهْرْکانَه آمده‌است. صورت فارسی جرجان مقتبس از اروپایی آن، هیرکانی یا هیرکانیا یا هیرکانیه است. هیرکانی در اوایل شاهنشاهی هخامنشیان جزو سرزمین ماد بود و بعدها جزو متصرفات شاهنشاهی هخامنشی شد. جغرافی‌نویسان یونانی پس از دوره رونق حوزه علمی اسکندریه، اصطلاح دریای هیرکانی را به‌جای دریای کاسپین (خزر) که هرودوت آن را مصطلح کرده بود به‌کار برده‌اند.

در دورهٔ هخامنشیان جزئی از ساتراپی اصلی پارت بشمار می‌آمده و پایتخت آن شهر زادراکرتا (Zadracarta) بوده است[۱].

در اوایل دوره اشکانیان، اهالی هیرکانی به‌صورت قومی مستقل در آمدند، به‌طوری که مهرداد اول اشکانی پس از جنگ داخلی به‌سوی هیرکانی شتافت . احتمالاً در ۵۸ میلادی جانشینان گودرز اشکانی (فرزند گیو) در هیرکانی فرمانروایی می‌کردند و قلمرو آنان از مغرب تا کومس (قومس‌) و از جنوب تا منطقه سکاهای سیستان گسترده بود. در دوره اشکانیان، هیرکانی از پارت منتزع شد و استقلال یافت و سفرایی نزد قیصر روم فرستاد و بلاش اول ناگزیر، استقلال هیرکانی را به‌رسمیت شناخت.

اردشیر بابکان، نخستین شاه ساسانی برای رفتن به بلخ وارد جرجان شد. جرجان در این زمان از مواضع دفاعی ایرانیان در برابر هجوم اقوام وحشی بوده‌است. چند تن از پادشاهان ساسانی در آنجا دیوارهای بزرگی در برابر یورش قبایل وحشی بنا کردند که نمونه آن دیواری به طول پنجاه فرسنگ در ناحیه صول (احتمالاً دَهستان‌) بوده‌است که پیروز اول ساسانی آن را ساخت. پس از او کُواذ (قباد اول‌) نیز چنین کرد. خسرو اول چون به پادشاهی رسید در ناحیه صول، در جرجان، شهرها، قلعه‌ها، باروها و بناهای بسیاری از سنگ ساخت.

در دورهٔ اسلامی، پس از فتح نهاوند، جرجان در زمان عمر خلیفه دوم، به دست سُوَید بن مُقَرِّن گشوده شد و فرمانروای جرجان با پرداخت دویست هزار درهم صلح را پذیرفت. در ۹۸ هجری، یزید بن مُهَلَّب با سپاهی که طبری تعداد آن را از یکصد هزار تا سیصد هزار تن نقل کرده، شامل اهالی کوفه، بصره، شام، سران خراسان و ری و موالی و ممالیک، به ولایت جرجان که فیروز بن قول مرزبان آن بود، حمله کرد.

به نوشتهٔ یعقوبی در اواخر قرن سوم، خراج ولایت جرجان به ده میلیون درهم می‌رسید. در ۵۸۹ ناحیه جرجان در دست خوارزمشاهیان بود و در همین سال جرجان به تصرف سلطان طغرل بن ارسلان در آمد. در حملهٔ مغول‌ها، ولایت جرجان به دست آنان افتاد و اهالی آن قتل عام شدند. در ۷۳۸ ولایت‌های جرجان و خراسان تحت اطاعت طغاتیمور از نواده‌های برادر چنگیز خان بود. پس از به قتل رسیدن طغاتیمور در ۷۵۴، جرجان به‌طور موقت به دست سربداران افتاد، اما طایفهٔ طغاتیمور و فرزندان او تا ۸۱۲ در جرجان و حوالی آن حکومت داشتند. در ۸۲۲ در دوره تیموریان، ولایت جرجان محل رفت وآمد و از مراکز قشلاق مغولان بود.

نام ولایت جرجان تا دوره صفویه در منابع دیده می‌شود و ظاهراً یکی از تقسیمات کشوری در این دوره بوده‌است، به‌طوری که در سال دوازدهم جلوس شاه‌عباس اول حکومت ولایت جرجان به فرهاد خان، حاکم مازندران تفویض شد.

در دوره قاجاریه در زمان ناصرالدین شاه، شهر استرآباد در ولایت جرجان، مشهور بود و از لحاظ تجاری از شهرهای مهم آن ولایت به شمار می‌آمد و خلیج استرآباد محل رفت و آمد کشتیهای تجاری روس بود. ظاهراً از همین زمان ولایت استرآباد جانشین جرجان شده‌است.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 1:0  توسط محمود سعیدی  |